X
تبلیغات
رایتل

تنهایی و محبت دردانه ای که نیست

تقویم و قاب عکس تو خانه ای که نیست

شعری که پاره پاره شد و ناتمام ماند

شمعی که سوخت از تب و پروانه ای که نیست

دریا که خشک خشک شد از شدت عطش

کوهی که ریخت بی خود و گلخانه ای که نیست

دنیای سرد و تیره و وارونه و خراب

این بود سهم شاعر دیوانه ای که نیست

اخر چگونه با تو حکایت کنم گلم

از گونه های خیس من و شانه ای که نیس



تاریخ : شنبه 17 فروردین‌ماه سال 1392 | 11:18 ب.ظ | نویسنده : محتشم فتحی اذر | نظرات (0)
.: Weblog Themes By VatanSkin :.